تمامی دسته بندی ها

  • تمامی دسته بندی ها
  • کتاب داستان
  • کتاب کودکان
  • کتاب آموزشی
  • کتاب نمایش و فیلم

سگ خوری

8,000تومان

موجودی: در انبار

کتاب نمایشنامه سگ خوری نمایش نامه ی "سگ خوری" نوشته ی محمدرضا قلی پور است. نویسنده با کندوکاو در شخصیت پردازی کاراکترها، و پرداختن موقعیتی دراماتیک، از دو آدم ربا که به جای آدم، سگی را دزدیده اند، ما ...


برچسب ها: کتاب سگ خوری, نویسنده محمدرضا قلی پور, انتشارات آواژ, نمایشنامه سگ خوری, خرید اینترنتی کتاب, نشر آواژ, خرید اینترنتی کتاب, خرید آنلاین کتاب

کتاب نمایشنامه سگ خوری

نمایش نامه ی "سگ خوری" نوشته ی محمدرضا قلی پور است.

نویسنده با کندوکاو در شخصیت پردازی کاراکترها، و پرداختن موقعیتی دراماتیک، از دو آدم ربا که به جای آدم، سگی را دزدیده اند، ما را به مواجهه با عمیق ترین مسئله های روان آدمی دعوت می کند.


کتاب
نویسنده محمدرضا قلی پور
ویراستار فرشته فرشاد
ناشر آواژ
نوبت چاپ اول
شمارگان چاپ (تیراژ) 1000
تعداد صفحه 76
قطع چاپ جیبی
نوع جلد شومیز
تاریخ نشر 1394
شابک 978-600-96061-1-5

نظر بدهید

توجه: HTML ترجمه نمی شود!
    بد           خوب

تمام حقوق این اثر متعلق به نشر آواژ و محفوظ است.

هیچ بخش از این کتاب بدون مجوز کتبی ناشر قابل تکثیر  یا تولید مجدد به هیچ شکلی، از جمله چاپ، فتوکپی و انتشار الکترونیک نیست.این اثر تحت پوسس قانون از حقوق موئلفان و مصنفان ایران قرار دارد.

هرگونه بازتولید اثر به صورت فیلم،نمایش،صدا،اقتباس و برداشت آزاد بسته به مجوز مکتوب نویسنده است.



برای ناصح کامگاری که پرها را گشوده تصویر می کنم.

یادداشت ناصح کامگاری

سه سال پیش در داوری متون نمایشی جشنواره تئاتر شهر تهران،  از میان نمایشنامه هایی که پسندیدم، یکی هم سگ خوری بود،   نظر داوران را جلب کرد و برگزیده نشد،  اما بنا به قاعده شخصی، این استعداد کشف شده را رها نکردند،  پیش از پایان جشنواره با کارمندان دبیرخانه تماس گرفتم اما موفق نشدم شماره یا نشانی نویسندگانی را که پس از اعلام نتایج، حالا نامشان مشخص شده بود، بگیرم. از یکی از جان دانشجویان مخواستم که نام محمدرضا قلی پور و دو نمایشنامه نویس دیگر، کمک های شان را پسندیده بودن را از طریق شبکه های اجتماعی بیاورند. از آن سه  شماره تماس در چند دست یافتند و دعوتی که از این نمایشنامه نویس جوان کردم، متوجه شدم خانوم فرشته فرشاد نیست که از نمایشنامه نویسانی بودجه در همان جشنواره متن پسندیده بودم  همسر او است هر دو به دیدار ما آمدند. این آشنایی باعث شد مجموعه ای در حدود ۱۰ نمایشنامه از این زوج فعال در عرصه ادبیات نمایشی را بخوانم و کارهای قابل تحمل دیگری علاوه بر سنگ خوری میان آنها بیاورد قصد ندارم، اکنون به تفصیل درباره چشمگیر بودن سگ خوری چیزی بگویم.همین‌که نمایشنامه ی  قصه ای بود با کشش و تحلیل مناسب و شخصیت پردازی جذاب و دیالوگ نویسی فاز و متکی بر گویش یک خرده فرهنگ و مختصر بشری حاشیه نشین شهری، کفایت میکرد که برایم ممتاز و  متمایز باشد.

همان زمان اعلام آمادگی کردم که سگ خوری را برای اجرای صحنه ای در برنامه کاری خود قرار دهم. این اتفاق محقق نشد اما هنوز معتقدم این نمایشنامه ارزش آن را دارد که حتی  من که خود نمایشنامه نویسم برای اجرا در نظر بگیریم..... .

و خوشحالم که محمدرضا قلی پورعلیرغم جفا هایی که در به صحنه بردن آثارش دید  خسته نشد و از پا ننشست و اکنون با همت و تلاش برای انتشار آثارش گام برداشته و امید که مسیر پیشرفت را در استقلال و حفظ شرافت قلم و پرهیز از سفارشی نویسی باب روز در تئاتر برژوا و طبقه نوکیسه"  بداند و همچنان بهپاید این راه صعب را  با جان سختی بپیماید، فلسفیتر و عمیق تر و مغرور شرایط منحطی نشود که گاه بهترین  استعدادها را قربانی افراد متوسط اما متمکن یا دارای رانت و مناسبات می‌کند که با یک جایزه" حساب شده"یک شب به منزل میرسند ولی این اقبال اغلب دولت مستعجل است و ناپایدار و مقطعی.

و این جملات پایانی شعر ضد حال همه اهل تئاتر از جمله محمدرضا قلی پور و فرشته فرشاد و دیگر درام نویسان دوره ماست، زیرا صائب تبریزی خوش گفت و نشنیدیم

شوره زار دانه سبز میشود

از چرخ بر اهل هنر سبز می شود

روزی که برف سرخ ببارد زآسمان

بخت سیاه و اهل هنر سبز می شود

قسمتی از کتاب سگ خوری

{ صدای پارس سگ به گوش میرسد داخل خانه روشن میشود و معلوم می گردد پارس سگ است داخل جعبه در دست ساخت قرار دارد بیرون می آید نگین روی سر و صورتش را با کلاهی پوشانده که فقط چشمها و دهانش بیرون مانده و اسلحه به دست رو به شاهد که آن هم کلاه به سر دارد اما صورتش را پوشانده نشانه رفته

نعیم     می گم  خفه ش کن

شاهده   بس کن دیگه

نعیم       از اول میریم

شاهده    نه دیگه نمیریم 

نعیم         بذارش تو جعبه. با تو آم زنک. صدا در بیاد تلافی  یه عمر ناز و نعمتی زندگی کردنتو میکنم یه گوله و فرو می کنم تو تنت.بزارش تو جعبه اون سگ مصبو.

شاهده   حالیت میشه بس کن یا نمیشه؟

نعیم       خوب بودند نه؟ درست نبود اما خوب بود جمع که بود،نه جمع کن بزمجه. صدا صدا داشت می لرزید اگر من نبودم زنی که جیغ کشیده بود آب زردچوبه ای  میشدی. دست جلوی   دهنش گذاشتم و گرنه چی شده بودیم بد. موندم تو رو چه به صورت پوش و تفنگ و آدم دزدی؟  با این چلفتی کارایی درصد که نباید بری هیچی واسه دوره تعلیم خرجی هم بدی.

{نعیم کلاه را از جلوی دهان و چشمش بالا می زند و شاهده جعبه سگ را روی میز می گذارد. نعیم اسلحه سمت شاهده  پرت کرد و شاهده آن را میگیرد}

کتاب های مرتبط

استفاده از مطالب فروشگاه کتاب آور فقط برای مقاصد غیر تجاری و با ذکر منبع بلامانع است. کليه حقوق اين سايت متعلق به کتاب آور می‌باشد.

Copyright © 2016 - ketabavar.com